A Free Template From Joomlashack

A Free Template From Joomlashack

سایت های مرتبط

 

موارد مرتبط

دانشنامه موسیقی فلات ایران (ملی - بومی) به کوشش مرکز فرهنگی هنری پارپیرار

دانشنامه ملی

مرکز مهارت آموزی پارپیرار


آمار بازدیدکنندگان

اعضا : 68
مطالب : 257
وب لینک : 22
تعداد بازدید مطالب : 36442
اولین جشنواره شعر و موسیقی مازندران PDF چاپ پست الکترونیکی

همه چیز ساده صمیمی برگزار شد مثل بازی نسیم با آب دریا مثل حرکت ابرها بر دل کوه در جمعی صمیمی و با وفا بدون ادعا و راحت آنقدر راحت که یاد صفا و صمیمیت روستا نشینان پاک و صادق مازنی در زهنها به یاد می آید .

برنامه ریزی اجرای شبی با شعر و موسیقی مازندران در اواخر سال 1384 آغاز و در بهار 1385 جلوه عملی به خود گرفت . اواخر فروردین ماه تبلیغات اجرای مراسم آغاز شد از جمله تهیه پوستر و انتشار اخبار در رسانه های جمعی و انتشار ویژه نامه شبی با شعر و موسیقی مازندران که چیزی کمتر از یک کتاب ندارد . در این ویژه نامه مطالبی با عنوان که مازندران شهر ما یاد باد ، موسیقی مازندران ، ویژگیهای موسیقی مازندران ، گزیده اشعار مازندران از شاعران، امیر پازواری ، نیما یوشج ، آیت الله حسن زاده آملی ، کیوس گوران ، هلاکو خلعتبری و فرهود جلالی کندلوسی

ضرب المثل های مازندران گذری بر جشن ها ی ایران باستان و مازندران درج گردیده است .

در مقدمه این ویژه نامه چنین آمده است

به بربط چو بایست بر ساخت رود

بر آورد مازندرونی سرود

که مازندران شهر ما یاد باد

همیشه بر و بومش آباد باد

که در بوستانش همیشه گل است

به کوه اندرون لاله و ستبل است

هوا خوشگوار و زمین پر نگار

نه گرم و نه سرد و همیشه بهار

مازندران این سرزمین افسانه ای دامنه های البرز چون دماوند سر سبز و استوار مانده است . از آنجا که فرهنگ و تاریخ ملت هاست سبب دوام و قوام هر قوم و قرب هنرمندان و فرزانگان هر قوم نیز حکایت از نگهبانی آنان از میراث گرانبهای فرهنگ هنر دارد. مازندران نیز به مدد افسانه های زیبا و سراسر پند و اندرز آن که قرن ها سینه به سینه حفظ و به نسل های آینده منتقل گردیده از یک سو و شعر و موسیقی و فرهنگ عامه آن از دیگر سو سبب جاودانگی این سرزمین کهن گردید.

لذا بر همگان است تا آداب و رسوم کهنی که از نیاکان ما ن به ارث رسیده است را با جان و دل حفظ نموده و با همت و تلاش خود حتی به اندازه جویی بر این میراث گرانبها افزوده و به آیندگان هدیه نمایند. اگر چه در بسیاری مواقع این گنجینه ارزشمند مورد بی مهری قرار گرفته است لکن بسیارندبزرگانی که در طول تاریخ چراغ را از خانه ای به خانه ای برده و نور را به مردم دیار خویش ارزانی نموده اند.

برنامه شبی با شعر و موسیقی مازندران که توسط مرکز پارپیرار و به همت جمعی از علاقمندان به فرهنگ و هنر مازندران در تالار وحدت تهران برگزار می شود بر آن است تا به سهم خود قدمی هر چند اندک در راه اعتلای فرهنگ و هنر دیار مان خصوصا شعر و موسیقی مازندران بر دارد و در آن میان تجلیلی نیز از پیشکسوتان و بزرگانی باشد که عمر گرانمایه خود را در راه حفظ و احیای این فرهنگ سپری کرده اند . قطعا بر گزاری این برنامه جز به مدد و همدلی همه هنرمندان و شاعران و فرهنگ دوستان دیار سر سبز مازندران میسر نبود. عزیزانی که با شنیدن خبر بر گزاری این برنامه سر از پای نشناخته و بی ریا به یاری ما پرداختند . بر خود واجب می دانم بر حسب وظیفه و به مصدلق (( من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق )) از زحمات همه آنها سپاسگذاری می کنم . از جمله از استادان آقایان : حسن طیبی ، کیوس گوران ، آقاجان فیوج زاده و احمد محسن پور ،. از هنرمندان آقایان : هلاکو خلعتبری ، ارسلان طیبی ، مسلم فهیمی ، محسن علیزاده ، علی علیزاده ، محمد ابراهیم عالمی ، جمشید نیکو زاد ، و خانم ها فاطمعه جعفری ، سیما شکرانی ، نازلی کریم زاده ، آذرخش معصومی و لاله فرهادی . از همراهان و علاقمندان گمنام در عرصه فرهنگ و هنر مازندران آقایان : سهراب حمیدی ، ایرج نعیمانی ، یدالله پهلوان ، دلاور بزرگ نیا ، فرامرز طهماسبی ، دکتر محمد حسین ایمانی ، حسن مصطفی پور ، حسن موسوی چلک ، محمد رضایی ، بهروز فتحی ، جهانگیر نصری اشرفی ، احسان الله شکرااللهی ، کیانوش جلالی و خانم فرخنده کوچ پیده . همچنین ازاصحاب جرایددر رسانه ها و کلیه عزیزانی که ما را یاری نمودند ه اند . امید است این مختصر ادای دینی باشد به فرهنگ و هنر دیارم البرز بلند . سلامتی بهروزی و شادکامی همه عزیزان و شکوفایی بیش از بیش شعر و موسیقی مازندران را از خداوند کریم خواهانم .

عضوی کوچک از مازندران بزرگ فرهود جلالی کندلوسی مدیر مرکز پارپیرار تهران 22 اردیبهشت ماه1385

 

سه شنبه 26 اردیبهشت ماه 1385 جلوی درب تالار وحدت

هنوز ساعت شش بعد از ظهر نشده که عده ای از علاقمندان در پشت درب تالار وحدت اجتماع نموده اند به دلیل استقبال بی نظیر علا قمندان به شعر و موسیقی مازنی عملا از 24 اردیبشت ماه بلیط های مراسم همه به فروش رفته است و جمع بزرگی مشتاق بدون بلیط پشت درب مانده بودند . خیلی ها معتقد بودند اجرای چنین مراسمی حداقل نیاز به دو شب اجرا داشت اما اجرای همین یک شب نیز کاری بزرگ و پر هزینه و مسئولیت بود به هر تقدیر علاقمندان بسیاری بدون بلیط ماندند . ساعت کم کم به ساعت هفت نزدیک می شد و تعداد علاقمندان رو به افزایش هنوز یک ساعت به اجرای مراسم مانده و خیلی ها شاید بعد از سالها دوستان و اقوام خود را از نزدیک می دیدند . شرکت در این مراسم بهانه ای بود برای دیدن دوستان و آشنایان چهر ه ها شاد و بشاش و دوستان در حال گپ زدن با یکدیگر و دیدار دوستان بعد از سالها دوری خود جاذبه ها و زیبایی های خاص خود را داشت .

راس ساعت مراسم شروع شد . درست سر ساعت 8 بدون وقت کشی های خسته کننده در اغلب اینگونه مراسمها و این خود احترامی بود به وقت میهمانان .سرود جمهوری اسلامی و خوش آمد گویی مجری و سخنرانی آقای ناطق نوری نماینده مردم نور و محمود آباد و شروع نواختن موسیقی مازنی توسط گروه موسیقی شواش از برنامه های بود که یکی پس از دیگری اجرا گردید.

با بالا رفتن پرده گروه موسیقی شواش برنامه خود را ابتدا با توضیحاتی پیرامون قطعات اجرایی آغاز نمود . در برشوری که توسط موسسه فرهنگی و هنری پا رپیرار در بین میهمانان توزیع شد در شرح هنرمندان گروه موسیقی شواش اینگونه آمده است .

گروه شواش

گروه موفق موسيقي محلي استان مازندران كه در چند سال اخير تنها گروهي بود كه بخشي ازملودي ها ودستگاه هاي زيباي موسيقي محلي مازندران را با شيوه اي خاص ومتنوع به اجرا درآورد..! اين گروه به رهبري احمد محسن پور و به خوانندگي محمد ابراهيم عالمي و ارسلان طيبي و مسلم فهيمي كه هريك عليرغم هنر خوانندگي همزمان به نواختن ساز نيز مي پرداختند. در بين اين گروه، كاري نو انجام گرفت كه اين گروه را از گروه هاي ديگرموسيقي مازندران متمايزمي كرد و آن حضور دو خواننده زن هم خوان از مازندران بود به نام هاي شيما شوكراني و فاطمه جعفري كه اين نيز تحول بزرگي براي فعاليت زنان هنر دوست مازندران شده است .

آشنایی با اعضای گروه موسیقی شواش

استاد احمد محسن پور قادیکلایی : سر پرست گروه شواش و نوازنده کمانچه

 

 

احمد محسن پور قادیکلایی

احمد محسن پور فرزند رحمت در یکم اسفند ماه 1324 در روستای قادیکلای بزرگ قائمشهر دیده به جهان گشود . از دوران کودکی به کمک پدرش ساز لله وا و بعد ها با سازهای نی لبک و کمانچه محلی آشنا شد.در سال 1344 به ساز ویلن روی آورد و کتابهای دوره هنرستان و ردیف صبا را نزد استادان آن زمان آموخت . او به سال 1354 به ارکستر ملی فرهنگ و هنر مازندران پیوست که تا سال 1357 ادامه یافت . به سال 1367 گروه موسیقی محلی مازندران شواش را بنیان نهاد . این گروه آثار بومی او را در نوارهای آفتاب ته – مازرونی حال – اساره سو – شوار – بهار مونا – بهارانه – ماه تتی – دودوک تیکا – گل گلون – و طالب زهره به اجرا در آورد که توسط موسسه ماهور ، ساز نوروز ، و شواش نوا منتشر شده است .

آخرین کار وی که در دست انتشار است لا لایی ها و نوازش کودکان مهر خونش می باشد.

از کارهای پژوهشی ایشان پژوهش در موسیقی نواحی مازندران است که در یک آلبوم در قالب 6 نوار کاست و کتاب بنام موسیقی نواحی ایران 51 – موسیقی مازندران 2 – توسط انجمن موسیقی ایران انتشار یافت.

ایشان در سال 1364 فرهنگخانه مازندران را برای آموزش موسیقی و پژوهش در موسیقی بومی مازندران تاسیس نمود و این مرکز تاکنون حدود 120 ساعت موسیقی نواحی مختلف مازندران را "گرد آوری نموده است.

استاد حسین طیبی نوازنده توانای لله وا

استاد حسین طیبی نوازنده توانای لله وا در 12 آبان سال 1315 خورشیدی از پدری به نام محمد و مادری به نام نرجس در روستای سود کلا دهستان بنافت بخش دودانگه شهرستان ساری به دنیا آمد .ایشان تحصیلات خود را ابتدا از مکتب خانه در سود کلا آغاز کرده و سپس در روستای سید ابو صالح قائم شهر ادامه دادند . کلاس اول و دوم ابتدایی را یکجا در روستای سنگده امتحان داده و پس از قبولی در کلاس سوم دبستان نشستند. سپس کلاس چهارم ، پنجم و ششم ابتدایی را در دبستان حافظ ساری با رتبه ی ممتاز گذراند ند . در 15 سالگی به دلیل فوت پدر ناچار از مدرسه خارج شده و به کار پرورش دام سنتی پرداختند . در 21 سالگی ازدواج کردند.

با توجه به این که پدرش مخالف یادگیری او بود ولی با تشویق و علاقمندی مادرش آموزش لله وا را از 7 سالگی آغاز کرد. در سال 1347 به شکل کار مزدی به استخدام اداره ی فرهنگ و هنر پست نوازندگی را به دست آورد.ایشان در سال 1364 نشان درجه 2 هنری و در خردادماه سال 1380 نشان درجه یک هنری را دریافت کردند.

4 نوار خود را در پیش از انقلاب به شماره های 124 ، 125 ، 141 ، انتشار داد پس از انقلاب نخستین نوار ایشان به نام لله وا در سال 1365 از سوی فرهنگ خانه مازندران انتشار یافت و از سال 1369 همکاری خود را با گروه شواش آغاز کردند.

در سومین جشنواره موسیقی فجر به عنوان نوازنده برتر شناخته شدند . استاد حسین طیبی در مرداد ماه سال 1370 با ساز لله وا در جشنواره آویسیون فرانسه و در شهریور ماه همان سال در جشن هنر ایران در شهر دو سلدرف آلمان شرکت نمودند.

ایشان علاوه بر لله وا به سازهای نی ، سرنا ، قرنه ، نقاره ، آواز محلی مازندرانی و آواز سنتی ایران تسلط دارند . برای نخستین بار به صورت ابداعی در آواز امیری از منطقه صوتی سوم لله وا استفاده کردند.

استاد طیبی از سال 1364 به عنوان مدرس لله وا در خانه مازندران مشغول آموزش بوده و شاگردان بسیاری را پرورده اند.

تا کنون 11 سرود محلی از ساخته های ایشان از رادیو مازندران پخش شده است و مردم این سامان با ساز زیبا و صدای شان آشنا هستند.

 

استاد آقاجان فیوج زاده : نوازنده سرنا

در سال 1312 در ساری چشم به جهان گشود از اوان کودکی نواختن سرنا را نزد استاد محمد قلی در همان ساری فرا گرفت مدت 60 سال به نوازندگی این ساز سنتی و دیر آشنای مردم ایران زمین و به ویژه مردم مازندران مشغول است . هم اکنون جز معدود افرادی است که بسیاری از قطعات و نغمات قدیمی و کهن مازندرانی را در سرنا می دمد و آنها را زنده نگهداشته است . ایشان در اواسط دهه شصت تاکنون در مراسم و جشنواره های مختلفی نواخته و موسیقی مازندران را به اقصی نقاط معرفی کرده است . همچنین چند اثر موسیقیایی از ایشان تولید و منتشر شده است.

 

آقای علی علیزاده نوازنده دو سر کوتن نقاره

در سال 1327 در شهرستان ساری متولد شد از ده سالگی نزد پدرش نواختن ساز دو سر کوتن نقاره را فرا گرفت . به همراه استاد آقاجان فیوج زاده تاکنون در جشنواره و مراسم مختلف به اجرای قطعات موسیقی مازندرانی پرداخته است.

 

آقای محسن علیزاده نوازنده دو سر کوتن نقاره

در سال 1335 در ساری متولد شد. او نیز از دوازده سالگی نواختن دو سر کوتن را شروع کرد و نزد پدر و برادر خود به شاگردی پرداخت و هم اکنون در گروه استاد فیوج زاده به فعالیت هنری مشغول است.

 

محمد ابراهیم عا لمی آواز

آقای عالمی در سال 1344 در دودانگه ساری در خانواده ایی که کار دامپروری سنتی پیشه آنها بوده متولد شد. از همان دوران کودکی موسیقی را همراه با کار و زندگی در کوه و جنگل تجربه نمود. که در واقع خوانش لحن و آواز ها را که بر آمده از شیوه کار و زندگی بود به طور طبیعی آموخت.

در سال 1370 بر حسب علاقه شان به موسیقی به دوره ی آموزش آواز محلی مازندرانی در فرهنگخانه مازندران شرکت جسته و با سبک ها و شیو ه های مختلف آواز خوانی موسیقی مازندرانی آشنا گردید

وی پس از اتمام این دوره به سال 1371 به عضویت گروه موسیقی محلی مازندرانی شواش در آمد و در نواحی بهارانه _ ماه تتی – دودوک تیکا - و گل گلون – به عنوان

خواننده شرکت داشته است.

 

ارسلان طیبی نوازنده لله وا و آواز

آقای ارسلان طیبی در سال 1345 در بنافت دودانگه به دنیا آمد آقای طیبیی لله وا را در کودکی نزد پدرش استاد حسین طیبی فرا گرفت. نامبرده بر تمام قطعات موسیقی چوپانی رپر توآر لله وا و بر کلیه لحن ها و مقام های مازندران اشراف دارد.

او از سال 1376 بعنوان نوازنده لله وا و خواننده به عضویت گروه موسیقی محلی شواش در آمده است و تاکنون در همه ی کنسرت ها و ظبط آثار گروه شواش شرکت داشته است . هم اکنون ایشان به عنوان مدرس ساز لله وا در فرهنگخانه مازندران مشغول فعالیت هستند.

 

مسلم فهیمی نوازنده دوتار و آواز

آقای فهیمی در سال 1349 در روستای ماچک پشت شهرستان ساری متولد شدند. او نواختن دو تار را از کودکی ، نزد پدرش شروع کرد و از سال 1370 با گروه موسیقی شواش همکاری می نماید.

آقای فهیمی در نوارهای بهارانه – گل گلون – طالب و زهره و مهر خونش به عنوان نوازنده ی دوتار و در نوارهای ماه تتی و دودوک تیکا به عنوان خواننده و نوازنده دوتار همکاری داشته است.

 

جمشید نیکو راده: نوازنده دسر کوتن نقاره و دایره

در سال 1342 در روستای سارو کلای قائمشهر به دنیا آمد. نواختن سازهای کوبه ای مازندرانی را در سال 1362 نزد آقای احمد محسن پور آغاز کرد. در سال 1369 فعالیت جدی خود را با گروه موسیقی مازندرانی امیر پازواری ، شروع کرد. در ادامه ی این فعالیت در نوارهای نرگس جار و هژبر خوانی به عنوان نوازنده دسر کوتن نقاره شرکت داشته است .

از سال 1376 با گروه شواش همکاری می نماید که در اسین راستا در نوارهای ماه تتی – دودوک تیکا – گل گلون – طالب و زهره و مهر خونش نوازندگی نقاره دایره و دهل را بر عهده داشته است.

خانم سیما شکرانی فرزند عسگر در ششم اردیبهشت 1336 در ساری متولد شد. رشد وی در خانواده ایی کشاورز موجب آشنایی او با نغمه ها و نواهای محلی شد و این آشنایی با ملودی ها و موسیقی محلی که خود در عرصه کار و زندگی زبان گفتگو و الهام انسان از طبیعت است باعث علاقمندی و پیگیری بیشتر او در این زمینه شد. از سال 1381 به طور جدی همکاری خود را با فرهنگخانه مازندران آغاز کرد و با اجرای سبک ها و شیو ه ها ی مختلف آواز خوانی موسیقی مازندرانی در جهت رشد و تکمیل موثری را ادامه می دهد.

آذرخش معصومی :نوازنده دهل و سنتور

خانم آذرخش معصومی در ششم شهریور سال 1360 در قائم شهر به دنیا آمد. وی نوازندگی سنتور را در فرهنگ خانه مازندران آموزش دید و در سال 1382 در رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد .

از سال 1379 در زمینه نوازندگی سازهای سنتور ، دهل و دایره با فرهنگ خانه مازندران همکاری دارد و در اجرای چندین کنسرت در نقاط مختلف کشور حضور داشت و این همکاری همچنان ادامه دارد.

 

فاطمه جعفری : خواننده

خانم جعفری در مهرماه 1358 در شهرستان ساری به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس پرستاری ادامه داد.

آموزش موسیقی را از سال 1381 در فرهنگ خانه مازندران آغاز کرد که در این مدت دوره هفت دستگاه موسیقی سنتی ردیف دوامی را در این مرکز به پایان برد . وی در چندین کنسرت با گروه شواش به عنوان هم خوان همکاری داشته است.

برخی از قطعات مورد اجرا توسط گروه موسیقی شواش

غریبی اجرا با لله وا از رپرتوار ساز لله وا و مربوط به موسیقی چوپانی

کتولی و نقره سری اجرا با دوتار و دوسرکوتن

کتولی: یکی از لحن های اصلی و از رپرتور آر آوازی موسیقی مازندران و دارای مضمون عاشقانه است که گاه در زمان عروسی و کار در مزارع برای هیجان بیشتر با کله ونگ یا شواش آن را همراهی می کنند.

نقره سری : نقره سر نام مکانی است در منطقه شهرستان آمل

چپون حال : موسیقی سازی است . از رپرتوآر لله وا و مربوط به موسیقی چوپانی است

طیبه جان : طیبه نام دختر است . این نام به عنوان گوشواره در حد فاصل اشعار این قطعه که دارای مضمون عاشقانه است

مریم بانو : از کیح جان ها ترانک است

ترانه ها در بعضی از روستاهای شرق مازندران رزمقوم در قسمت میانه کیجا جان و در غرب کیجا جانک می گویند.

آقننه : یکی از لحن ها و رپرتوآر آوازی موسیقی مازندران و عاشقانه است.

ته گره ته امشو برو: از کیجا جان هاست

کل حال : دنباله کتولی می باشد.

ته محله سنگ تراشون: از کیجا جان هاست

سار بانی: راوی زنده یاد صفی الدین محمدی از رپرتوآر دوتار و مربوط منطقه اسعفی ورد شوراب ساری می باشد.

استر آبادی لحن : یکی از شاخه های هرایی است

چلچلا : به روایت نظام شکارچیان یکی از شاخه های هرایی است

لمپاسو: به روایت نظام شکارچیان یکی از شاخه های هرایی است.

با آغاز کار گروه شواش و طنین انداز شدن صدای موسیقی مازنی شور و نشاط در فضای تالار وحدت می پیچید گوی در میان جنگلهای سرسبز مازندران و کوه های سز به فلک کشیده البرز در حال دویدنی صدای می آید از پس سازهای سنتی و قدیمی صدای نشاط و خاطرات سبز شمال در پس زمینه تصاویر زیبای یاد و خاطره روزهای پر نشاط بودن در مازندران را به خاطر می آورد و آنهم فضای زیبا و خیال برانگیز روستا با آن مردان و زنان با صفا اما فهیم و عمیق مردمانی که آگر به دقت در کلام ساده شان دقت نمائید بزرگترین فلسفه های حیات و معنای بودن را می توان از آن آموخت . صدای زیبای لله در فضای سالن تو را همراه با نسیم بهاری به میهمانی آن چوپان تازه از صحرا برگشته می برد و یاد تنهایی بی مثال او در کنار چشمه رود که از تنهایی داغ فراغ از آن بهشت گمشده می نوازد .

به نواز لله در سرود و صدای زیبابی تو بغضی غریب و دیر آشنا خفته است همان حکایت نی و نیستان همان حکایت محرومی و خروج از جنت و گرفتدار تنور دنیا شدن . خوش به حال آن چوپان ساده دل و آسمانی که در دل صحرا و در تنهایی برای چهار پایان خود از غم غریبی و داغ جدایی می گوید هرچه لله بنوازد کم است در هر نفسش هزاران ناگفته به رمز و راز مانده است قدیمی تر و پیر مردها که با صدای لله آشنایی و خاطرات دوران جوانیشان در آن گره خورده است با اشتیاق بیشتر به لله گوش می دهندو بلور اشک را می شود در چشمان پاک پر فروغشان دید . حیفم آمد این همه شور و نشاط را به تصویر نکشم با اجرای هر آهنگ و ملودی موجی از دلخشی در سالن می پیچد گوی کنار ساحل نشسته ای و هر دم نسیمی از سوی دریای عشق دیار معشوق را به یاد می آورد و بوی آب و حیات را می شود از آن استشمام کرد راستی چه کس گفته جوانان به موسیقی محلی علاقه ندارند و به دنبال موسیقی پاپ و به قل امروزیها بزن بکوب علاقه مند هستند . آگر نگاهی منصفانه به جمعیت می انداختی بیشتر میهمانان جوانان دختر و پسر و گاه ها غیر مازندرانی می دیدی و تعدادی از دانشجویان رشته موسیقی که برای تحقیق و آشنا شدن بیشتر با فرهنگ مازنی ها به تالار وحدت آماده بودنند. سالن لبا لب از جمعیت بود و تا آخر مراسم همه حضور داشتند. دیدن این همه جوان مشتاق پشتوانه و دلخشی بود برای فرهنگ و هنر فاخر مازندران . کمانچه استاد احمد محسن پور قادکلایی حال هوای سالن را به فکر و تعمق هرچه بیشتر پیرامون این استاد توانا در نوازندگی کمانچه فرو می برد و به راستی چه صدای زیبا و جاودانه ای هر قطعه استادانه به قطعه دیگر پیوند می خورد و در هر پیوند عشق جانی دیگر می گرفت .. از زیبایی های بیشتر اجرای موسیقی گروه شواش ترکیب ساده اما زیبای لباس مردان و زنان گروه بود که جلوه خاصی محلی و اصیل بودن را به یاد می آورد به راستی اینهمه زیبایی و هنر در لباس زنان و مردان مازنی چه بد با مدهای بی اصل و ریشه عوض شده است این لباسها و پوششها کجا و این مدهای بی اصل و نسب کجا . زمان به سرعت گذشت یک ساعت اجرای موسیقی کمتر از یک چشم بر هم زدن بود.

.

شب شعر مازندرانی

بعد ازاجرای موسیقی نوبت به مجری و اعلامه برنامه شعر خوانی توسط شاعر توانا و فرهیخته کیوس گوران گردید. خیلی دوست داشتم او را از نزدیک ببینم گویا خیلی ها او را می شناختند . با معرفی نام او جمعیت از اعماق وجود برایش دست زدنند و او آرام همچون موجی سوار بر آب به روی صحنه آمد . اما خسته و با پاهای که به سختی قامت او را برافراشته نگهداشته بود . شعر گوران شعر زندگی و محنتهای یک انسان فهیم و درد کشیده است شعری که به تنهایی شعر نیست بلکه معنی زندگی و دردهای بشری است . گوران متولد 1317 اوریم سوادکوه و بیش از 40 سال است که به عنوان کارشناس هیدرولوژی جای جای ایران زمین در سمتهای مختلف مسئولیت داشته است همچون آزمایشگاه رسوب در خوزستان و لرستان مسئول آکارده هیدرولوژی مازندران کارشناس مسئول حفاظت رودخانه های مازندران ، کارشناس ارشد و مشاوره شرکت آب منطقه ای مازندران در امور مهندسی رودخانه ها و مدیر موزه ملی آب مازندران با جاری پیشتر زلال این سرزمین همراه و همگام بوده است . همکاری با مطبوعات را از سال 1340 در تهران با روزنامه های بورس تهران ژورنال اطلاعات انگلیسی و اطلاعات آغاز کرد با وقفهای چند که به تبع اشتغال در ولایت بود در کنار نشریات محلی مازندران چندی پیام مازندران و نهضت شمال و مستمرا کایر قرار گرفت. مقالات متعدد و مختلفی دارد که عموما حول محور آب و مجاری ومنابع آن است وی علاوه بر سروده های فارسی که رغبتی به انتشارشان ندارد بیش از بیست سال است که به گویش تبری شعر می سراید از سال 1378 شنوایی اش را از دست داد و در فراق آوای لبهای دوست اوقات خویش را به پریشان حالی می گذراند. چندی است درد مداوم دستهایش نیز طاقت از او بریده و نوشتن را نیز دشوارش کرده است . پس خسته است و بسیار هم ، اما عشق به این دیار و هم دیاران را دستمایه مقاومت کرده و به درد خستگی اما همچنان ایستاده است

مردم ای مردم شمه دور من بگردم

من محال هسه از این قبله دگردم

دفتری با خود آورده است تا شعر های بخواند اما وقت کم و فرصت ناچیز برنامه تنها فرصت خواندن یک شعر را به می دهد و همین یک شعر دفترها از معنی است

خاطره ای از از دست دادن شنوایش گفت که بسیار جالب و در خور تامل بود او می گفت روزی که تازه قدرت شنوای ام را از دست داده بودم یکی از دوستان به دنبالم آمد و مرا به جنگل برد در آن سکوت جنگل گفت در اینجاست که میشود صدای حضور را شنید.

 
 
Joomla 1.5 Templates by Joomlashack