|
قرنها تلاش چوپانان و گالشان در پهنهي كوهستانها و جنگلهاي مازندران و كوچ و جابجايي مداوم، همراه با دام و عبور از درهها، كوهها، فراز و نشيبها، راهها و كورهراهها، زمينهساز موسيقي ويژهاي گرديد كه توسط سازي با نام للـهوا به اجراي آن ميپرداختند.همهي مراحل و لحظات چوپانان با نغمات خاصي همراه بود. هنگام چرا در شب، چراي گوسفندان در مراتع، عبور گوسفندان از ييلاق به قشلاق و بالعكس، خوراندن آب به احشام، هدايت آنان به آخور و يا هنگام استراحت در روز و يا شب، با قطعهاي خاص همراه بود. علاوه بر اين برخي از نغمات بيانگر احساسات و عواطف، آرمان و آرزو و يا روايت رنجهاي غريبانهي چوپانان و گالشان بود. عناوين و نامهاي مختلف و متفاوتي همچون كمرسري kamer sari ، ميشحال miše hāl ، بورسري bur-sari ، تريكهسري terike-sari ، نقرهسري neqre-sari ، كردحال kerde-hāl ، (چپونحال čappune-hāl)، بازيحال bāzi-hāl ، كشتي مقوم kešti-mequm و دهها نغمه و قطعهي ديگر نشان دهندهي جنبههاي مختلف معيشتي، انديشهاي و احساسي چوپانان و گالشان است. با اين همه، تغيير و دگرگونيهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و تغيير در محيط زيست، نابودي جنگلها، همه و همه دست در دست هم، زندگي دامپروران سنتي مازندران را دستخوش تغيير نموده و در نتيجه فرهنگ آنان را نيز دگرگون ساخته است. اين مجموعه كه اختصاص به للـهوا (ني مازندران) دارد، در حقيقت كوشش ناچيزي از سوي نگارنده جهت آموزش يكي از سازهاي در حال فراموشي است. چراكه للـهوا با نامهاي مختلف و تغييري مختصر در ميان بسياري ديگر از طوايف، ايلات و عشاير و اقوام ايران رايج بوده است. لازم به ذكر است كه طي دو دههي پيشين، تعداد زيادي از علاقمندان ساز للـهوا به صورت شفاهي و سينه به سينه اقدام به فراگيري اين ساز نمودند و استادان و هنرمندان موسيقي مازندراني نيز از همين طريق و به اصطلاح با روش گوشي به آموزش شاگردان خود پرداختند. بديهي است در مراحل پيشرفتهتر اين روشِ آموزشي، بهترين و مؤثرترين راه انتقال نغمات موسيقي مازندران است. اما به گمان نگارنده، اين روش جهت هنرجويان مبتدي به دليل عدم آشنايي با تكنيكها و فنون سازي و نيز ناآشنا بودن به پنجهگذاري، ويژهگيها، كششها و تقارن و توازنهاي ريتم و برخي اصول ديگر اين موسيقي، كاري دشوار است و دورهي فراگيري را به تأخير انداخته و طولاني مينمايد. نوازندهاي كه به شيوهي سنتي و بدون آگاهي از تئوري موسيقي اقدام به نواختن ميكند، دستمايهاي جز مشاهدات و آموختههاي فردي ندارد. اگرچه تجربه و مهارت فردي در جاي خود سودمند است، ليكن سرعت و دقت در يادگيري تنها با بهرهگيري از تئوري عمومي امكانپذير بوده و به واسطهي آن علاقمندان، آموختن هر سازي را، آسانتر و طي مدت زمان كوتاهتر فراميگيرند. نگارش اين كتاب با اين هدف صورت پذيرفت كه هنرجويان و دوستداران «للـهوا» ضمن آشنايي با مباني آموزش جديد موسيقي، از آن بهرهمند شده و در نهايت جهت فراگيري قطعات مربوط به اين ساز و تكنيكها و فنون آن، مسير كوتاهتر و آسانتري را طي نمايد. لازم به ذكر است كه بسياري از نوازندگان اين ساز به دليل عدم آشنايي با تئوريهاي اوليهي موسيقي، و آگاه نبودن از تكنيكها، فنون و شگردهاي آموزشي جديد قادر به اجراي برخي قطعات و نغمات پيچيدهتر نبوده و عملاً توانايي آنان در نواختن قطعاتي كه به صورت سنتي و سينه به سينه فراگرفتهاند، محدود است. حال اينكه اگر هنرجويان با روشها و شيوههاي آموزشي جديد آشنا شوند، در مراحل آموزش سينه به سينه نيز از توفيق بيشتري برخوردار خواهند شد. با توجه به اينكه بسياري از نوازندگان للـهوا، حتي نام قطعات اجرا شده را نيز نميدانند، لذا ثبت قطعات مربوط به موسيقي مازندران با قيد عناوين قديمي آنها، اين امكان را جهت هنرجويان فرا هم ميسازد تا هر نغمه را با آگاهي و به خاطر سپردن نام آنها فرا بگيرند. در اين راستا و جهت دستيابي به اين اهداف نكات زير ميبايست مورد توجه هنرجويان قرار گيرد: 1- هنرجويان ميبايست قبل از فراگيري ساز نسبت به شناخت و مطالعهي تئوري موسيقي (كه در بخش دوم كتاب آمده) اهتمام ورزند. 2- به دليل دشوار بودن تكنيك نفس برگردان، توصيه ميشود تا تمرينات منظم و زمانبندي شدهاي جهت اين مهم پيشبيني شود. هرچند در آغاز آموزش نتخواني، هنرجو نياز چنداني به تكنيك نفس برگردان ندارد، اما در مواجهه با ملوديهاي پيچيده و طولاني، اين فن از الزامات اصلي فراگيري است. 3- علائم موسيقي به تدريج در درسها گنجانده و تشريح گرديد، تا هنرجو ضمن فراگيري آن، آمادگي لازم را براي نواختن نغمات دشوارتر موسيقي چوپاني، پيدا نمايد. 4- نوع تمرين دروس با توجه به ويژهگيهاي صوتي و فيزيكي ساز «للـهوا» انتخاب گرديده، از همين رو تمرينات مندرج در اين كتاب براي نواختن سازهاي ديگر قابل استفاده نيست. لازم به ذكر است كه همهي قطعات به گامي كه نت پايه آن «رِ»ي زير خط اول حامل است، انتقال يافتهاند. 5- قطعات چوپاني كه توسط اساتيد مختلف مازندران روايت شده، گاهي از لحاظ نامگذاري و ملودي متفاوت بوده، لذا جهت فراگيري آسانتر، روايات مذكور با اندكي تغيير (از لحاظ تكرار ميزانها) نگاشته شده است. بنابراين هنرجو پس از تمرين زياد و تسلط روي قطعات، براي بدست آوردن اصل ملودي و حالت واقعي آن ميتواند به اساتيد مربوطه و راويان اصلي مراجعه كند. 6- يكي از مشكلات نوازندگان كهنسال و ماهر نداشتن دندانهاي سالم است به طوري كه با دندان مصنوعي امكان اجراي دلنشين اين ساز فراهم نميشود. لذا هنرجويان ميبايست نسبت به سلامت دهان و دندان اهتمام ورزند. رضا ديوسالار |