 این شهر دارای قدمت تاریخی کهن است و در زمان سلوكیه به نام سیرنیكس شناخته می شده است. بعدها در دوره ساسانی به سارویه و در ادوار اسلامی به ساریه و ساری تغییر نام داد. شهرستان ساری از طبیعتی گیرا، جذاب و بسیار ارزشمند برخوردار بوده و همواره مورد نظر حكام محلی قرار داشته است. به همین لحاظ عمارتها و كاخهای قدیمی در كنار طبیعت جذاب، مهم ترین دیدنی های این منطقه را تشكیل میدهند.خزرآباد، سواحل زیبای دریای مازندران، آبشار داراب كلا، پارك جنگلی میرزا كوچك خان، پارك جنگلی شهید زارع، پناهگاه حیات وحش دست تاز، رودخانههای متعدد، غار هیلدو و مجموعه تالابی سراندون و بالندون مهم ترین مناطق طبیعی و دیدنی این منطقه را تشكیل میدهند. آب انبار میرزا مهدی، آب انبار نو، امام زاده عباس، امام زاده یحیی، امام زاده عیسی بن كاظم و بقعه شاطر گنبد، برج رسكت، برج سلطان زین العابدین و مجموعه كاخ های فرح آباد نیز از جمله مهمترین مكانهای تاریخی و دیدنی این منطقه به شمار میآیند. شهرستان ساری دارای اماكن ديدنی و جاذبههای مختلف تاريخی و طبيعی است. برج رسكت در چهل كيلومتري جنوب غرب شهر ساري قرار دارد و مسير دست رسي به آن از ساري آغاز و پس از عبور از دو راهي كياسر و سر سليمان تنگه به جانب غرب منحرف ميشود كه بيشتر قسمتهاي آن آسفالته ميباشد. اين بنا در مجاورت روستاي ------ در بخش دودانگه ساري قرار دارد و باآجر ساخته شده و تزئينات آن شامل مقرنس كاري دو كتيبه آجري به خط كو في و پهلوي ساسا ني است. احتمالاً مقبره يكي از شهرياران آل باوند بوده و مربوط به قرن نجم هجري قمري است.مجموعه تاريخي فرحآباد در 28 كيلوماري شمال شهر ساري و در ورودي خزر آباد و در 3 كيلومتري ساحل درياي مازندران قرار دارد . اين مجموعه شامل مسجد، پل، ديوارهاي بر جاي مانده از يك كاخ سلطنتي است كه به ستور شاه عباس صفوي ساخته شده و تفرجگاه ساحلي صفو بود. مسجدبا ايوانهاي رفيع، شبستانها . حجره هاو منارهها از مهمترين بناهاي تاريخي استان مازندران به شمار میرود.
خانه قديمي كلبادي اين مكان زيبا و قديمي در مركز شهر ساري و در مجاورت نيدان اصلي واقع شده است و در حال حاضر به عنوان اداره ميراث فرهنگي مورد بهرهبرداري قرار گرفته و قدمت آن حدوداً يه 200 سال قبل باز ميگردد. ويژگيهاي اجزاي معماري آن نظير اتاقها ، حجرهها ، شاه نشين، حمام اصطبل، حياط و هنر بكاررفته بر روي پنجرهها و ارسيها و تزئين آنها با شيشه رنگي در نوع خود بينظير است.
حمام وزيري اين بنا نيز در مركز شهر ساري و در مجاورت خانه كلبادي قرار دارد و از لحاظ نوع معماري ، مصالح و ويژگيهاي ساختماني از ابنيه ديدني و مشهور مازندران به شمار ميرود. ان بنا نيز متعلق به دوران قاجاريه است.
ساحل خزر آباد در 35 كيلومتري شمال شهر ساري در ساحل درياي خزر واقع شده كه بوسيله بلوار و جاده زيباي فرحآباد كه زيبايي خاص دارد به ساحل ارتباط پيدا ميكند و مكان مناسب و امن براي شنا بالاخص براي استفاده خانمها از دريا ميباشد.
امامزاده عباس در حاشيه شمالي ورودي شرقي شهر ساري واقع شده و از نظر شيوه معماري، گنبد هرمي شكل و صندوق چوبي نفيس، يكي از بناهاي معروغ استان مازندران است. تاريخ ساخت آن 897 هجري قمري است و سه امامزاده بنامهاي عباس ؤ محمد و حسن در آن مدفون مي باشند.
برجسلطانزينالعابدين با گنبد مخروطي هشتترك از لحاظ نوع معماري و تزئينات كاشي كاري و درب و صندوق چوبي نفيس، جز مهمترين ابنيه تاريخي ساري به شمار ميرود كتيهه ا و كاشي كاريهاي آن زيبا بوده و يك مرقد ديگر در داخل د. در مركز شهر ساري قرار دارد و برج آحري آت به خاطر دارا بودن صندوق و درب چوبي نفيس داراي اهميت است. ارتفاع بنا 20 متر و تاريخ ساخت آن سال 849 هجري قمري مي باشد. امامزاده يحيي از فرزندان امام موسيكاظم (ع) است.
آب انبار ميرزا مهدي اين بنا در مركز شهر ساري واقع شده و مربوط به دوران افشاريه يا زندي ه ميباشد، منبع اصلي به وسيله پلكاني به پاي شير و انبار آب دس ترسي دارد. پلان آن مدور و با گنبد هلالي است كه همه آن با آجر و ملاط ساخته شده و در قسمت دوگاني گنبد دريچههايي براي تاميت روشنائي داخل آب انبار تعبيه گرديده است.
آب انبار نو اين آب انبار نيز در مركز شهر ساري و در بافت قديمي در مجاورت خيابان -----قرار دارد و به لحاظ نوع كاربري شبيه آب انبار ميرزا مهدي است.
پناهگاه حيات وحش ان محوطه زيبا 55 هكتار در 35 كيلومتري شمال شرق ساري قرار دارد و مسير دسارسي آسفالته آن در 12 كيلومتري ساري به بهشهر در سه را هي اسلاماباد از جاده اصلي جدا شده و پس از طي مسافت 23 كيلومتر به مكان مذكور ميرسد. فضاي جنگل جلگهاي آن از سال 1346 بصورت محل تكثير گوزن زرد خالدار ايراني در آمده است. دشت ناز براي علاقمندان به طبيعت و حيات و حش صدفا با مجوز سازمان محيط زيست مي توانند به تماشاي گوزن و پرندگان زيبا نظير قرقاول و كبوتران بپردازند.
پناهگاه حيات وحش سمسكنده اين منطقه با 1000 هكتار مساحت در 10 كيلومتري جنوب شرق ساري واقع شده و مسير دسترسي آن از ساري تا سمسكنده بوده و در ادامه با يك جاده روستايي به داخل محوطه راه مييابد.پوشش گياهي آن گونههاي جنگلي و جلگهاي بوده و قسمتي از آن مانند دشتناز به عنوان زيستگاه گوزت زرد ايراني مورد بهرهبرداري قرار گرفته است.
سد سليمان تنگه در 45 كيلومتري جنوب غربي ساري در منطقه كوهستاني واقع شده است. اين سد در سال 1379 براي بازديد مسافرين و گردشگران آماده شده و از نظر اقامتي مخصوصاً براي افراد تور بسيار مناسب است. اقامت شبانه در كنار رودخانه زلال با صدا و آهنگ دلنواز اوقات خوشي را فراهم ميكند، بازديد از تاج سد يا گرفتن بليط در ر.ز ها ممكن بوده و در اين سد امكانات قايقراني، اسكي براي استفاده گردشگران آماده شده است. در مجموعه سد سليمان تنگه بوسيله بخش خصوصي امكانات تفريحي مناسبي براي اقامت و گردش روي آب ايجاد شده است كه با توجه به عظمت سد، زيبائيدرياچه و فضاي دلپذير اطراف آن در حال حاضر يكي از زيبا ترين چشماندازهاي مازندران محسوب ميشود كه ظرفيت و قابليت فوقالعاده براي تور گرداني داراست.
پارك جنگلي شهيد زارع پارك زيبا و ديدني شهيد زار ع در 3 كيلومتري شرق شهر ساري و در جانب جاده ساري به بهشهر قرار دارد و بعلت مجاورت با تپههاي جنگلي كم ارتفاع در دامنه البرز، بسيار زيبا و چشمگير است براي استفاده گردشگران نيز داراي امكاناتي براي اقامت كوتاه مدت ميباشد. مخصوصاً بهترين مكان براي كساني است كه مي خواهند به صورت رايگان شب اقامت داشته باشند.
شاهدژ، نگين پرتلالو البرز/ ساری / مازندران: عین اله آزموده چهارده / بالاده : در جنوبيترين قسمت استان مازندران در بين رشتهكوههاي مرتفع البرز كه از غرب به شرق كشيده شده است، در جنوب شرقي ساري و شمال سمنان، جايي كه رطوبت و خنكاي جنگل در كوير سمنان رو به خشكي ميگرايد، به يك قله عجيب و زيبا برميخوريم كه « شاهدژ » نام دارد. اين قله در منطقه جنوب شرقي دودانگه قديم ( بخشي از چهاردانگه جديد) و در شمال روستاي بالاده قرار دارد و در واقع سمبل و نماد اين روستاست كه از سطح دريا 2802 متر ارتفاع دارد دامنههاي شاهدژ تا ارتفاع 2500 متري پوشيده از جنگل است و در تاج قله، ديواره جنوبي سنگي سفيد و براق، در آفتاب پرنور كوهستان چون نگيني درخشان بر مخملي زمردين، ديدگان را به خود معطوف ميدارد و كمي پايينتر از جنگل و در شيب دامنههاي جنوبي آن، زمينهاي زراعي كشاورزان و چراگاه پرعلف و گلههاي دامداران به چشم ميخورد و در هر گوشهاي از دامنه پرمهر آن، چشمههاي زلال و خنك جاري است كه يكي از سرچشمههاي رود تجن محسوب ميشود. در پنج كيلومتري روبروي شاهدژ رشته كوه مرتفع 288۱ متري « چهارنو » با دامنههاي پوشيده از جنگل كهنسال با درختاني بلند و تنومند قرار دارد كه مرز ميان استانهاي مازندران و سمـنان محسوب ميشود. در ميان دو رشتهكوه چهارنو و شاهدژ كه همچون درهاي عميق و پهناور است روستاهاي پايينده ، قلعه ، تيلهبُن ، واوسر و بالاده جاي گرفتهاند. سكوت سنگين كوهستان آن چنان بر قله شاهدژ و دامنههاي آن حكمفرماست كه با خيزش هر پرندهاي از درختي به درختي ديگر و يا حتي خواندن آنان ، ترس مرموزي سراسر وجود آدمي را فراميگيرد و كمترين صدايي توجه را به خود جلب ميكند. در بالاي قله كه زميني صخره ای و سرسبز و نيمههموار با پوشش علفي و در حدود يك هزار متر مربع است ، نشانههايي از دژ و اماكن مسكوني باستاني به چشم ميخورد كه امروزه جز تكههاي خشت و سنگچين خرابههايش، چيزي از آن باقي نمانده است كه غارتگران ميراث فرهنگي نيز هر روز جايي از آن را مورد هجوم حفاريهاي كور خود قرار ميدهند. دامنههاي شرقي، شمالي و غربي شاهدژ كه مشرف بر روستاهاي عاليكلا، لنگر و جمالالدينكلا است ، داراي پوشش گياهي جنگل و علفزار با شيب تند بوده و در قسمتي از دامنه شمالي، با انباشت برف و يخ در چالهاي عظيم كه در طول سال همچنان برودت خود را حفظ ميكند يخچالي طبيعي بهوجود آمده است. اهالي منطقه بالاده كه حدود يك هزار سال در اين جا سكونت دارند بر اين عقيدهاند كه بر بلنداي شاهدژ، پادشاهاني زندگي ميكردند و بر همين اساس نام قله به «شاهدژ» معروف شده است و باز باور بر اين دارند كه در روزگاران باستان، پادشاه اساطيري ايران كيكاووس در اينجا زندگي ميكرد « وي دومين شاه كياني و مشهورترين فرد اين سلسله و نوه كيقباد است كه مطابق يك روايت با بستن عقابهايي بر پايه تخت خويش به آسمان رفت و در روايت ديگر، با سپاهي از ديوان به قله البرزكوه شتافت و به جايي رسيد كه آخرين حد ميان نور و ظلمت بود. در اينجا از همراهان جدا ماند. اما دست از عناد برنداشت. در اين هنگام « فر » از او جدا شد و سپاهش از اين جاي بلند به زمين پرتاب شدند. » (1) همچنين وجود اسامي باستاني ديگر نظير « رستم مِدُن » Rostem Medon (= ميدان رستم ) در دامنه جنگلي شرقي اين قله ، به اين گمان دامن زده كه رستم پهلوان افسانهاي ايران از طريق اين غار به سمنان ميرفته است. غار « كالُممال » از ديگر غارهاي شاهدژ است كه در 200 متري شيب دامنه شرقي قله در ميان تختهسنگهاي بزرگ به صورت چاهي عميق درآمده است. نگارنده در تابستان سال 1376 جهت ضبط برنامه مستند تلويزيوني « ايران زمين » براي شبكه سوم همراه اكيپ تلويزيوني به درون اين غار رفته است. اين مستند در سال 7 – 1376 و پس از آن بارها از شبكه سه سيما و شبكه ماهوارهاي جام جم پخش شده است. ورودي غار به صورت دهانه چاهي به قطر 60 تا 70 سانتيمتر در سطح زمين و در ميان تخته سنگها قرار دارد كه يك انسان به سختي وارد آن ميشود. از ورودي غار تا كف آن در حدود 3 متر ارتفاع داشته و كف آن در حدود 12 تا 15 متر مربع است. سقف مرتفع غار پوشيده از بلورهاي آهكي (استلاگتيت) بوده و كف آن از خاك و سنگهاي آهكي ميباشد. در داخل غار فضاي بزرگي به سوي شمال شرقي و شيبي تند به سوي پايين قرار دارد كه به علت تاريكي مطلق و لغزنده بودن، بدون وسايل مجهز غارنوردي امكان ادامه مسير وجود ندارد. خوشبختانه در 12 مرداد 1386 در مسير صعود به قله شاهدژ مجدداً وارد اين غار شديم. من، پسرانم آقا آرش و آقا شروين ، آقاي محمد دهبندي ( پسرداييام ) و دوست جوان كوهنوردم آقاي كميل قاسمپور اعضاي گروه كوهنوردي بوديم كه با نام گروه كوهنوردي « چكادساري » به شاهدژ صعود كرديم. آقا كميل و برادران و بستگانش در ساري گروه كوهنوردي « چكادساري » را اداره ميكنند و هر از چند گاهي به عشق وطن آباء و اجدادي خود، رو به سوي شاهدژ ميكنند. سقف آهكي غار نسبت به سال 1376 ريزش كرده بود و كف آن نيز از سنگهاي ريخته شده انباشته بود. آقا كميل با تجهيزات كامل غارنوردي به داخل غار فرود كرده و به انتهاي آن رسيد. حدوداً 50 متر ارتفاع چاه غار كالممال است كه در پايين غار به سه دهانه مسدود آبرفتي به طول حدود 5 متر كه در سه جهت روستاهای لنگر، ارا و عاليكلا حفرههايي در آن ايجاد شده ختم ميشود. در اين غار به خاطر ورود و خروج بسيار سخت آن، آثاري از سكونت انسان در دورههاي گذشته به چشم نميخورد. از جمله مكانهاي اساطيري ديگر در اين منطقه صحراي « تِركاچال » در دشتهای جنوب شرقي شاهدژ و حوالي روستاي واوسر است كه آنجا را محل به قتل رسيدن سهراب و سياوش ميدانند و از خون سیاوش گياه پرسياوشان به فراواني در اين منطقه روييده است. « سياوش فرزند كيكاووس بود… بنابر روايات كهن ، فرّ كياني چندگاهي به سياوش پيوسته بود و مانند همه كيان خود ، چالاك و پرهيزگار و بزرگمنش و بيباك بود…. سرانجام افراسياب فرمان قتل سياووش را صادر كرد و خون شاهزاده معصوم بر زمين ريخت. فردوسي ميگويد: به ساعت گياهي از آن خون برُست جز ايزد كه داند كه او چون برُست گيا را دهم من كنونت نشان كه خواني همي خون اسياوشان بسي فايده خلق را هست از او كه هست آن گيا اصلش از خون او » (2) روستاي بالاده در گذشتههايي نه چندان دور و قبل از اصلاحات ارضي رژيم پهلوي، از چنان رونقي برخوردار بوده كه مركز اداري منطقه به حساب ميآمد، كشاورزي و دامداري، وضع اقتصادي خوبي را براي مردم فراهم كرده بود و مردم با وجود زمستان سخت و طولاني تمام سال را در آنجا ساكن بودند اما امروزه با وجود بيش از هزار خانوار كه به صورت فصلي به بالاده ميروند، تنها ده خانوار ساكن دايمي بوده و بقيه براي امرار معاش و زندگي بهتر روانه شهرهاي ساري ، نكا ، بهشهر و روستاهاي اطراف شدند و كشاورزي و دامپروري از رونق افتاده است. اهالي منطقه در تابستان براي فرار از گرماي مرطوب و طاقت فرساي دشت مازندران به دامن شاهدژ و ييلاق خوش آب و هوا و تقريبا سرد بالاده كه زبانزد مردم استان مازندران است، كوچ ميكنند. شاهدژ محل بسيار مناسبي براي عاشقان طبيعت بكر و مشتاقان صخرهنوردي است، ارتفاع 500 متري قله سنگي آن كه با زاويهاي 90 درجه قد برافراشته، بيگمان هر صخرهنورد، سنگنورد و ماجراجويي را به سوي خود جلب ميكند. در استان مازندران، براي رسيدن به شاهدژ و بالاده، بايد از جاده آسفالته ساري به كياسر (در حدود 45 كيلومتر) استفاده شود و قبل از كياسر از سه راهي « قهوهخانه دارپِشت » به طرف جنوب از جاده آسفالته راه خود را كج كرده و بعد از گذر از كنار روستاي خُلرد، و طي جاده شن ريزيشده به روستاي ايلال و آغوزگاله (حدود 30 كيلومتر) كه از ميان درهها و جنگلهاي زيبا ميگذرد، به بالاده رسيد و اگر مسافران از استانهاي جنوبي مازندران باشند ( تهران و سمنان و...) بعد از عبور از شهرهاي سمنان، مهديشهر (سنگسر) و شهميرزاد از جاده آسفالته سمنان ـ كياسر، به فولادمحله (45 كيلومتر) ميرسند و پس از عبور از فولادمحله ( 8 كيلومتر) در سه راهي بالاده و از جاده خاكي ( 15 كيلومتر ) به روستاهاي واوسر ، تيلهبن و سپس بالاده ميرسند. ناگفته نماند كه از ميدان افسريه تهران تا بالاده با 320 كيلومتر فاصله و حدود 4 تا 5 ساعت راه است. با گذشت قرنهاي پرحادثه تاريخ مازندران، شاهدژ همچون ديو سپيد پاي دربند، استوار ايستاده و نظارهگر گذر ايام است. آن زمان كه در روزهاي خنك تابستان ، مه غليظ دامنههاي آن را ميپوشاند اگر بر بلنداي شاهدژ و كوههاي مشرف به آن ايستاده باشي، دريايي از مه را در زير پاي خود خواهي ديد، در بامدادان كه اشعه طلايي خورشيد بر يال سفيد شاهدژ ميتابد و يا وقتي كه در زمستان، قله و دامنه آن از برف سفيد پوش شده و تشخيص آنها غير ممكن است، هيچ واژهاي قادر نيست ابهت و زيبايي آن را توصيف كند و زبان از ستايش آن همه عظمت و غرور باز خواهد ماند. در وصف شاهدژ هر چه بگويم، نميتواند صلابت، عظمت و زيبايي آن را بيان كند و شايد شعر زير مصداق اين درماندگي باشد: چِكِل اي كوه بلند،(3) آن همه لطف به قاب واژه هوسي را به عبث دم زدن است منظر چشم من و قامت تو جام بشكسته به دريا زدن است (4) پاورقی: 1 ـ فرهنگ اساطير، دكتر محمد جواد ياحقي ، انتشارات سروش ، چاپ دوم ، تهران ، 1375 ، ص 344 2 ـ همان ، صص 263 و 264 3 ـ چِكِل = در زبان تبري تخته سنگهاي بسيار بزرگ و يا ديوارههاي سنگي كوه را ميگويند. 4 ـ شعر از نوار چكل سروده استاد محمد علي كاظمي شاعر خوش ذوق مازندراني كه در بهار سال 1354 آن را به صورت دستي ضبط كرده، گرفته شده است. منابع: http://www.sadva.blogfa.com/post-50.aspx istta (dot) ir ostan-mz (dot) ir roojin (dot) com |